أبو علي سينا

مقدمهء مصحح 75

كنوز المعزمين ( فارسى )

و همچنين بعض گياهها و چوب درختان ديگر كه به اعتقاد عامّه از آسيب چشم‌زدگى جلوگيرى مىكند و به عربى معوّذ گفته مىشود ، و امثال آن همه را در رشته‌يى كرده بر گردن اطفال آويزند براى اينكه از آفت جنون و فزع و چشم زخم و گزندهاى ديگر ايمن و محفوظ باشند - و آن را در زبان فصيح ادبى چشم‌پنام و خرمك يا چژمك [ چشمك ] « 1 » چشم زد و در اصطلاح متداول عامّه نظر قربانى و نظر بند و چشم بند و نظاير آن گويند . و از آن قبيل است چيزى كه هم بر گردن و بر دوش كودكان از دو طرف به شكل تقاطع صليب حمايل كنند و آن را چهل و يك بسم اللّه نامند : پولكهاى حلقه دار است كه از زر و سيم يا فولاد ساخته و روى هر يك جملهء بسمله را نوشته و همه را بيك رشته كشيده باشند و آن را بوضعى كه گفتيم حمايل

--> ( 1 ) - اين كلمه در طبع فرهنگ اسدى و ساير فرهنگها از قبيل جهانگيرى و برهان قاطع و انجمن آرا و غيره خرمك با خاء معجمه و راء مهمله ضبط شده امّا در بعض نسخ خطى قديم فرهنگ اسدى كه ظاهرا مأخذ فرهنگهاى بعد بوده جزمك با جيم و زاء يك نقطه كه رسم الخط قديم ( چ ) و ( ژ ) فارسى نيز هست نوشته كه محتمل است اصل آن چژمك لغت و لهجه‌يى از چشمك بوده و در نسخه‌ها بخرمك تصحيف شده باشد ؟ در حاشيهء طبع جديد فرهنگ اسدى كه باهتمام حضرت استاد دانشمند گرامى آقاى عبّاس اقبال آشتيانى سلّمه اللّه تصحيح و طبع شده هم در حاشيه [ ص 275 ] نسخه بدل جژمك بجيم موحّده و ژاى سه نقطهء پارسى ضبط شده كه با جزمك يكى است ؟ كلمهء خرمك در فرهنگهاى معتبر بمعنى مهره از آبگينهء كبود و سفيد و سياه كه براى دفع چشم زخم بر گردن اطفال بندند و آن را چشم زد گويند ضبط شده و معلوم نيست كه صاحب انجمن آرا از چه مأخذ اين مطلب را گرفته كه خرم را به وزن گرم بمعنى چنان مهره و كاف را علامت تصغير گفته كه مرادف جزع و خرزه و تميمهء عربى است ! ؟